به
کاروانسالار شعر انقلاب
علی معلّم دامغانی
شاعر! از رجعتِ ستاره بگو
پیش از این گفتهای، دوباره بگو
از سکوت تو مرگ میزاید
چه نشستی به استخاره؟ بگو
خوابِ این خیل را پریشان کن
باز از تیغ و برگ و باره بگو
نعرهای... هان، سکوت را بشکن
ناگزیریم، راه چاره بگو
شبِ غیبت به سر نمیآید
حرفی از رجعتِ ستاره بگو
به صراحت نمیتوانی اگر
به کنایت، به استعاره بگو
بادۀ مولوی ست در جامت
مثنوی را به چارپاره بگو:
میشناسی رسم روزگارِمونو
هرجوری رسمِ روزگاره بگو
...
اين شعر (البته با يک پايانبندي ديگر) پيش از اين در فصلنامه شعر و ماهنامه سوره منتشر شده بود. همين.
نوشته شده در سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت
19:6 توسط امید مهدینژاد| |