ای آخرین ستاره به فردا! تو ماندهای
خورشید ناپدید شد، اما تو ماندهای
مُردند غازیان یمین و یسارمان
سردار خستۀ شبِ هيجا! تو ماندهای
السابقون مصادره شد، کاخ سبز شد
تنها تو، ای اباذر! تنها تو ماندهای
ما گم نميشويم که سکان به دست توست
اي ناخداي ورطۀ دريا! تو ماندهاي
ما هم جگر به گوشۀ دندان گرفتهایم
زیرا تو ـ ای شریفِ شکیبا! ـ تو ماندهای
پايين نگاه ميکنم و جمله رفتهاند
رو ميکنم به جانب بالا: تو ماندهاي
تعظیم میکنم به بلندای حضرتت
آری، برای عرض تولّا تو ماندهای
تنها تويي و ما به جماعت نشستهايم
مشکور نيست سعي فرادا، تو ماندهاي
ما ماندهایم و معرکه، ما ماندهایم و تیغ
الّا همین بهانه که: آقا! تو ماندهای
نوشته شده در یکشنبه چهارم اسفند 1387ساعت
16:6 توسط امید مهدینژاد| |
